Deprecated: Array and string offset access syntax with curly braces is deprecated in /home/govinir1/public_html/engine/classes/templates.class.php on line 279
]]>
نحله و اجرت المثل چیست؟
چنانچه که مرد اقدام به ارائه دادخواست طلاق به دادگاه نماید و این دادخواست به سبب سوء رفتار و یا تخلف زن از وظایف همسری نباشد تبعاتی برای ایشان دارد از قبیل شرط تنصیف و یا همان تا نصف اموالی که مرد می بایست به همسر خود پرداخت نماید و همچنین اجرت امثل ایام زوجیت و یا نحله.که نحله به معنی عطا کردن و بخشیدن بلاعوض می باشد. لذا نحله بخششی از طرف زوج است که در مقابل آن عوضی نمی باشد که در زمان طلاق شایسته است، به زوجه پرداخت شود.
نحله در صورتی به زوجه تعلق میگیرد که شرایط تعلق اجرت المثل ایام زوجیت فراهم نباشد. یعنی همانطور که قبلا گفته شد،تعلق نحله مثل تعلق اجرت المثل مشروط به تقاضای مرد برای طلاق است و تقاضای مرد نباید ناشی از تخلف زن از وظایف همسری باشد و همچنین به هر دلیل امکان تعیین و تعلق اجرت المثل نباشد (مثل این که زن قصد تبرع و فعالیت رایگان داشته) نوبت به نحله می رسد و نسبت به تعیین نحله اقدام می شود. بنابراین نمی توان هم اجرت المثل گرفت و هم درخواست پرداخت نحله کرد.
مطابق قانون پرداخت اجرت المثل و نحله جزء حقوق زنان در زمان طلاق است که با شرایطی خاص به زن تعلق می گیرد.مانند اگر زن کارهای خانه را انجام دهد و زوج بنا بر دلایلی بخواهد وی را طلاق دهد به زوجه اجرت المثل تعلق می گیرد.
تعریف اجرت المثل : اجرت به اجرت المسمی و اجرت المثل تقسیم می شود.،اجرت المسمی همان است که از آن نام برده شده و توافق طرفین بر پرداخت آن بوده و میزان آن مشخص گردیده .اجرت المثل از دو واژهی اجرت و مثل تشکیل شده است. به معنای اینکه اجرت یک عمل در واقع و در مقایسه با نمونههای مشابه به چه میزان است. برای نمونه هنگامی که گفته میشود اجرت المثل آهنگری و ساختن یک درب آهنی چقدر است؟ منظور اجرتی است که در واقع باید در ازای ساختن درب آهنی، مشابه درب آهنی موجود پرداخت گردد. همچنین اجرت المثل سکونت در یک خانه به معنای مبلغی است که باید در سکونت در خانهای مشابه خانه مورد نظر پرداخت شود.
در بسیاری از معاملات چون اجاره، مضاربه، مساقات، جعاله، وکالت در نکاح و... پرداخت اجرت المثل به شخصی که بر انجام کاری مأمور شده، امری معمول می باشد. از این تعریف معلوم می شود که اجرت المثل دارای تعریف عام است و این قابلیت را دارد که در انواع معاملات نقش داشته باشد.
مواد حقوقی مربوط به اجرت المثل
مفاد مواد 265 و 336 و 337قانون مدنی در رابطه با اجرت المثل است. از عوامل مؤثر در الزام یا عدم الزام به پرداخت اجرت المثل قصد تبرع یا عدم تبرع شخص عامل است. بدین جهت در آخر ماده 336 قانون مدنی بیان شده: «... مگر اینکه معلوم شود قصد تبرع داشته است». داشتن قصد تبرع امری است خلاف اصل که باید اثبات شود. (کاتوزیان، 1374 ج1 و 2، ص 162 )بدین ترتیب مطابق این ماده اگر یکی از دو همسر در زمان نکاح خدمتی برای دیگری انجام دهد و قراین نشان دهد که مقصود وی احسان و یاری یا اثبات علاقه به همسر بوده، پس از تیرگی این رابطه، همسر خدمتگزار نمی تواند از دیگری دستمزد بخواهد. بنابراین با فرض عدم تبرعی بودن کار در منزل، قرینه ای بر تبرعی بودن حاصل نشده است.
شرایط تعلق نحله :
همانگونه که قبلا گفته شد ،تعلق نحله مثل تعلق اجرت المثل مشروط به تقاضای مرد برای طلاق است و همچنین تقاضای مرد نباید ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوءاخلاق و رفتار وی باشد و همچنین در زمانی که شرایط تعلق اجرت المثل ایام زوجیت فراهم نباشد.
]]>
]]>
ترك انفاق:
مطابق ماده ۱۱۰۶ قانون مدنی ،در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است و همچنین مطابق ماده 1107 قانون مدنی : نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینههای درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض.لذا در صورت تمکین زن از شوهر ،عدم پرداخت نفقه زن از سوی شوهر، مجازات دارد.
دو نوع ضمانت اجرا برای عدم پرداخت نفقه توسط مرد وجود دارد لذا زن می تواند در صورت عدم پرداخت نفقه از طرف شوهر دو اقدام انجام دهد،یکی ارائه و تقدیم دادخواست طلاق به دادگاه و دیگری شکایت ترک انفاق.
مطابق ماده 1111 قانون مدنی : زن می تواند درصورت استنکاف شوهرازدادن نفقه به محکمه رجوع کند در این صورت محکمه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم خواهدکرد.لذا اولین ضمانت اجرای حقوقی،مطالبه ی نفقه از دادگاه می باشد، و طبق ماده بالا هرگاه با وجود تمکین زن، شوهر از پرداخت نفقـه خودداری کند، زن میتواند با طرح دعوی حقوقی، محکومیت او را به پرداخت نفقه از دادگاه بخواهد؛ مطابق ماده 1129 قانون مدنی :درصورت استنکاف شوهر از دادن نفقه وعدم امکان اجرای حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه زن می تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر او را اجبار به طلاق می نماید.همچنین است درصورت عجز شوهر از دادن نفقه در این صورت، دادگاه حکم به پرداخت نفقه خواهد داد.
اگر دادگاه حکم به پرداخت نفقه صادر کند و مرد واقعاً از پرداخت آن ناتوان باشد، زن این حق را دارد که در صورت تمایل،از دادگاه صالح تقاضای طلاق کند.
ضمانت اجرای دوم طرح شکایت تک انفاق جزایی است. مطابق ماده ۵۳ قانون حمایت از خانواده: هرکس با داشتن استطاعت مالی، نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع کند به حبس تعزیری درجه شش محکوم می شود. تعقیب کیفری منوط به شکایت شاکی خصوصی است و درصورت گذشت وی از شکایت در هر زمان تعقیب جزائی یا اجرای مجازات موقوف می شود.
بر این اساس باید گفت: از آنجایی که نپرداختن نفقه در قانون، جرم محسوب میشود، زن میتواند با مراجعه به دادسرای عمومی، تعقیب جزایی شوهر را بخواهد که در این صورت با اثبات عدم پرداخت نفقه، مرد علاوه بر پرداخت نفقه به مجازات مقرر در قانون نیز محکوم خواهد شد.
]]>
]]>
حق انتفاع :
حق انتفاع : كلمه "انتفاع" از ريشه "نفع" مأخوذ گرديده و معناي لغوي آن "بهره بردن ،بهره مند شدن و سود جستن" است. "حق انتفاع" در حقوق بدين مفهوم است كه شخصي اجازه ميدهد كه شخص يا اشخاص ديگر ملك و يا مال او را در اختيار گرفته و از آن استفاده كنند بي آنكه مالك آن ملك محسوب گردند.
گاه ممكن است شما مايل باشيد كه ملك خود را جهت استفاده در اختيار اشخاص ديگر قرار دهيد، بي آنكه مالكيت آنرا به افراد مزبور انتقال دهيد! قانون اين حق را براي شما تحت عنوان"حق انتفاع"به رسميت شناخته و بر آن آثار حقوقي متنوعي را مترتب ساخته است.
حق انتفاع" در واقع حق بهره مندي و حق استفاده از منافع اموال غيرمنقول(املاك) و منقول است كه با استفاده از مال مذكور، بقاء آن متصور باشد ( باقی بماند ). اين حق مجزا از حق مالكيت ، مورد توجه قانون قرارگرفته و البته در شرع مقدس نيز به تبع تعارف اجتماعي آن، مورد تنفيذ و تأييد واقع گرديده است.
منافع"يك ملك ممكن است داراي تنوع متعددي باشد. مثلاً منافع يك آپارتمان، استفاده از آن بعنوان محل سكونت اشخاص است، و منافع يك باغ علاوه بر امكان سكونت، ثمرات اشجار ( درختها ) و همچنين زراعت در آن، باشد.
حق رقبي : حق انتفاع ممكن است براي مدت معين و محدودي واگذار شود. مثلاً ممكن است شما آپارتمان خود را براي مدت ده سال براي سكونت در اختيار برادر خود قرار دهيد. در اين صورت از حق انتفاع مذكور بعنوان "حق رقبي" [رُ قْ با] ياد مي شود. واژه "رقبي" هم خانواده "رَقَبِه" بوده و در لغت عرب بمعناي چيزي است كه داراي حيطه و محيط است و بعبارت ديگر احصاء گرديده است. و در اصطلاح براي قطعه زمين مشخص استعمال مي گردد.
حق عمري : حق انتفاع" ممكن است براي طول مدت حيات مالك و يا شخص منتفع ( منتفع :کسی که قرار است از مال استفاده کند و از آن نفع ببرد ) واگذار گردد. بعنوان مثال فردي منزل خود را براي استفاده شخص ديگر براي مادامي كه خود زنده است و يا مادام حيات فرد منتفع، در اختيار وي قرار مي دهد. در اين صورت حق انتفاع واگذار شده را "حق عمري" [عُ مْ را] مي نامند.
حق سكني : در صورتي كه شما منافع ملك خود را براي سكونت در اختيار ديگري قرار دهيد، حق انتفاع واگذار شده را "حق سكني" [سُ كْ نا] مي نامند.
واگذاري حق انتفاع مي تواند معوض باشد و يا بصورت رايگان صورت پذيرد.
در صورت واگذاري حق انتفاع، مالك در مدت معينه حق رجوع نخواهد داشت مگر آنكه مدت معين نكرده باشد. در اين صورت در هر زمان مي تواند از اذن ( اجازه ) خود رجوع نمايد. در اين نوع واگذاري، حق انتفاع با فوت مالك، منقضي و رفع مي گردد.
يكي از كاربردي ترين نكات واگذاري حق انتفاع در جايي است كه فردي مي خواهد ملك خود را بصورت قطعي به فرد ديگر واگذار كند و يا آنرا وقف نمايد، اما از سوي ديگر مايل است مادامي كه خود زنده است از آن ملك استفاده نمايد. در اين صورت ميتوان ضمن عقد لازم شرط نمود كه حق انتفاع ملك مزبور مادام حيات مالك در اختيار وي باشد. اين راهكار آنجا ارزش خود را به نمايش مي گذارد كه مالك چنين قصدي دارد لكن از يك سو انتقال ملك ملازمه بديهي با انتقال منافع آن دارد و مالك پس از انتقال نمي تواند خود همچنان از آن بهره مند گردد، و از سويي ديگر وصيت به انتقال ملك پس از فوت نيز در صورت اعتراض وراث، نمي تواند چنين خواسته اي را جامه عمل بپوشاند. در اينجا با حفظ حق انتفاع در ضمن انتقال، مالك براحتي و با اطمينان، به مقصود خود نايل مي گردد.]]>
:مستأجری که ملک را در موعد مقرر تخلیه نمی کند : در این مورد مالک حق دارد از شورای حل اختلاف درخواست تخلیه دهد و صدور دستور تخلیه منوط به واریز مبلغ ودیعه به صندوق دادگستری است . :فسخ قرارداد قبل از پایان آن: لازم است بدانید که قرارداد اجاره از جمله عقود لازم است و تنها به وسیله خیارات قانونی قابل فسخ توافق کرده باشند که ، فسخ قرارداد قبل از موعد مقرر در اجاره نامه را، هست مگر اینکه طرفین معمولاً این موضوع شرط می شود که قبل از برهم زدن قرارداد یک ماه یا دو ماه قبل به طرف مقابل اعلام کند.خیار یک حق مالی است که می توان آن را اسقاط کرد به عبارتی خیار به معنای اختیار است که شخص می تواند معامله را فسخ کند. همچنین تعیین خسارت در قرارداد اجاره برای تأخیر مستأجر در تخلیه و تأخیر موجر در بازپرداخت ودیعه از مشکلات احتمالی جلوگیری می نماید.
:تمدید قرارداد اجاره: تمدید قرارداد اجاره پشت سند قبلی با امضاء و اثر انگشت و بعلاوه امضاء دو نفر شاهد این قرارداد قانونی ، و در زمره سند عادی به حساب می آید ، با این وجود تمدید قرارداد اجاره اگر در دفتر املاک صورت پذیرد بهتر است . :تعمیر ملک مورد اجاره : باید بدانیم که تعمیرات اساسی مکان مورد اجاره یعنی تعمیراتی که رمبوط به اصل بنا و تأسیسات عمده نصب شده در آن باشد مانند دستگاه تهویه و آسانسور یا تعویض سیم کشی ساختمان بر عهده مالک عین مستاجره می باشد اما تعمیرات جزئی مثل نصب توری درب و پنجره و آنچه که مربوط به بر عهده مستأجر هست.البته همه ی این موارد با توافق طرفین می ، استفاده بهتر از مورد اجاره هست توان برخلاف آن را شرط کرد و این هزینه ها را به عهده طرف مقابل گذاشت بنابراین اگر مستأجر دست به تعمیرات اساسی بدون اجازه مالک بزند مالک میتواند پول را به مستأجر ندهد و همچنین اگر ملک نیاز به تعمیرات داشته باشد اگر انجام نشود موجب ضرر به مالک می شود مستأجر نمی تواند مانع تعمیر شود ولو اینکه نتواند بطور کلی یا جزئی از ملک استفاده کند که در این حالت مستأجر حق فسخ
1 2
1 3
1 4
1 5
این ۰۲ و ماده ۶۴ قانون روابط موجر و مستأجر مصوبه سال ۰۲ قانون مدنی و ماده ۶۸۴ دارد.ماده . موید مطالب مذکور می باشد ۴۰قانون مصوب سال :مبلغ ودیعه را می توان توقیف کرد : یکی از مواردی که جزو اموال شخصی بدهکار به حساب می آید مطالبات شخصی بدهکار از اشخاص ثالث است در این حالت دادگاه می تواند دستور توقیف و مبلغ طلب را نزد شخص ثالث صادر کند. در این حالت مالک یا شخص ثالث مبلغ بعدی را به مستأجر نمی دهد باید وجه رنگ را در صندوق . قانون اجرای احکام مدنی به مطالب فوق اشاره دارد ۵۶ و ۸۷ دادگستری واریز کند. مواد بنابراین تخلیه ملک در واقع حقی است که قانون برای مالکان در نظر گرفته که به موجب آن بتوانند جلوی مستأجر متخلف را بگیرند تخلفات مستأجر می تواند شامل : - انقضای مدت اجاره - در صورت شرط عدم انتقال به غیر مستأجر مورد اجاره را اجاره داده باشد . - یا مستأجر محل مورد اجاره را مورد استفاده غیر مشروع قرار داده باشد . - یا به هر علت دیگری ... اگر سند اجاره رسمی باشد برای تخلیه مورد اجاره فرم اجراییه از قسمت اجرای اداره ثبت اسناد تهیه و درخواست صدور اجرایی از دفترخانه ای که قرارداد اجاره را تنظیم کرده به عمل ، پس از تکمیل آن می ساعت و در سه نسخه با ۰۶ آید و دفترخانه اقدام به صدور اجراییه نموده و اوراق اجراییه را ظرف چند تخلیه محل مورد اجاره به دایره اجرای اسناد رسمی اداره ثبت اسناد و املاک محل ارسال و آن . ساعت نسبت به تشکیل پرونده و صدور ابلاغیه اقدام نموده ۰۶اداره ظرف]]>
قبل از آنکه وارد این بحث و توضیحات مربوط به آن بشویم ذکر چند نکته لازم به نظر می رسد:
اول آن که اجرت المثل در چه مواقعی قابل مطالبه می باشد ؟ می توان گفت آنچه مربوط به این مبحث است در دو مورد می توان دادخواست مطالبه اجرت المثل ایام تصرف بر علیه متصرف، تقدیم دادگاه نمود : 1- طبق ماده 308 قانون مدنی : تصرف ملک دیگری عدوانا یا بدون مجوز غصب محسوب می شود و مالک می تواند از طریق دادگاه علیه غاصب (متصرف) مطالبه اجرت المثل ایام تصرف کند 2- طبق ماده 337 قانون مدنی: هرگاه كسی بر حسب اذن صریح یا ضمنی از مال غیر استیفاء منفعت كند صاحب مال مستحق اجرت المثل خواهد بود مگر اینكه معلوم شود كه اذن در انتفاع مجانی بوده است.
دوم،دلیل بر تعلق اجرت المثل در این موارد چیست ؟ طبق این مواد از قانون مدنی، نداشتن اجازه و رضایت از ناحیه ی مالک جهت انتفاع و استفاده از مال دیگری دلیل بر مطالبه ی اجرت المثل بر علیه متصرف می باشد با این توضیح که دلیل بر رضایت در استفاده ملک ، توسط دیگری می تواند کتبی یا شفاهی، صریح یا ضمنی باشد.
لذا با توجه به سلیقه و استدلال های قضات محترم، ممکن است چنین دادخواستی، یعنی مطالبه اجرت المثل ایام تصرف زن علیه شوهر، در هر دادگاه منجر به رای های متفاوت و معارضی گردد. اما آنچه صحیح به نظر می رسد وقتی که سال ها زن و شوهری ، علی رغم این که بر طبق قانون، تهیه مسکن بر عهده مرد (زوج) می باشد،با وجود مالکیت مشاعی منزل، بدون اقامه دعوی کنار هم زندگی کرده اند، و زن متعرض مرد نشده است و به او اعلام رسمی در خصوص عدم رضایت نکرده است، همین مطلب ظهور در اذن استفاده (انتفاع) مجانی از جانب زوجه به زوج دارد و عرف نیز چنین حکم می کند که تا زمانی که زن اعلام نا رضایتی نکرده و درخواست منزل مستقل نکرده است و یا اعلام رسمی مبنی بر عدم رضا در انتفاع به شوهر خود نکرده است، کاشف از رضا و اذن در انتفاع مجانی زوجه به زوج می باشد.لیکن همانگونه که قبلا ذکر گردید، از زمانی که دادخواست مطالبه اجرت المثل تقدیم دادگاه می گردد،یعنی از آن زمان سکونت مرد در منزل مشترک مشاعی، بدون اذن زن است و از تاریخ تقدیم دادخواست و یا اعلام رسمی به شوهر،ایشان مستحق دریافت اجرت المثل از شوهر خود می باشند.البته با دقت در قسمت آخر ماده 337 قانون مدنی که در بند دوم از نکته اول قید شد، لازم به توضیح است که اثبات مجانی بودن انتفاع می بایست توسط زوج ( شوهر ) اثبات گردد که اذن در انتفاع مجانی بوده